کد خبر 301548
۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۴

هیروشیما در سینمای ژاپن؛ فریاد خاموش یک انفجار

هیروشیما در سینمای ژاپن؛ فریاد خاموش یک انفجار

روایت سینمای ژاپن از هیروشیما، متکی بر زیبایی‌شناسی شرقی خاص خود است: آرام و ساکت اما پر از رنج و فریاد خاموش.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، در ساعت 8:15 صبح روز 6 اوت 1945، آسمان هیروشیما به صحنه یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ بشر تبدیل شد. بمبی که بعدها با نام «Little Boy» شناخته شد، نه تنها یک شهر را ویران کرد، بلکه مفاهیمی چون جنگ، قدرت، علم و مسئولیت اخلاقی انسان مدرن را برای همیشه تغییر داد.

سه روز بعد، در 9 اوت، بمب دوم بر فراز ناکازاکی منفجر شد. صدها هزار انسان در همان لحظات نخست کشته شدند یا در ماه‌ها و سال‌های بعد در اثر سوختگی، بیماری‌های ناشی از تشعشعات و پیامدهای روانی آن جان باختند.

 سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بار دیگر اهمیت روایت سینمایی و تحلیل آن را بازگو می‌کند. اتفاقی دردناک و تاریخی که در آن هزاران انسان کشته شدند و تا سالیان سال آسیب‌های دردناک و ماندگار آن برجای ماند.

سینمای ژاپن در تمام این سال‌های بعد از بمباران تلاش‌های گوناگون و ماندگاری را برای تولید فیلم و عرصه تصویر کرده است. چه در حوزه سینمایی و چه مستند و یا حتی انیمیشن. جالب اینکه فیلم گودزیلا خود یکی از آثار برجسته و واکنش‌ها به این اتفاق بود. در واقع عرصه تولیدات تصویری شرقی نسبت به این حادثه در ابعاد گوناگون واکنش نشان داده است.

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

هیروشیما 1953

طبیعدر یک گزارش یک خطی تولیدات صورت گرفته را می‌توان به این شرح نوشت:

بچه‌های هیروشیما (Children of Hiroshima) (1952، کانتو شیندو)، هیروشیما (Hiroshima) (1953، هیدئو سکیگاوا)، گودزیلا (Godzilla / Gojira) (1954، ایشیرو هوندا)، هیروشیما عشق من (Hiroshima mon amour) (1959، آلن رنه)، پابرهنه، گن (Barefoot Gen) (1983، موری ماساکی)، پابرهنه، گن 2 (Barefoot Gen 2) (1986، توشیو هیراتا)، باران سیاه (Black Rain) (1989، شوهی ایمامورا)، مدفن کرم‌های شب‌تاب (Grave of the Fireflies) (1988، ایسائو تاکاهاتا) و راپسودی در ماه اوت (Rhapsody in August) (1991، آکیرا کوروساوا).

البته فیلم «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان نیز در سال‌های اخیر فیلمی دیگری با تمرکز روی بمب اتم بود که البته به طور مستقیم به فاجعه هیروشیما نپرداخت.

سینمای ژاپن در این 7 دهه خواست تا متکی بر سنت هنری شرقی خود زیبایی‌شناسی را رقم بزند که از جنس سینمای تجاری و هالیوودی فاصله داشته باشد. البته فیلم گودزیلا مشخصاً از نوع سینمای سرگرمی است و این هیچ ایرادی ندارد زیرا سرگرمی در ذات سینما است. اما سنت آرام و احساسی هنر شرقی به عنوان جزئی از هویت فرهنگی ژاپن فیلم‌هایی را ساخت که بخش نادیده و پنهان این جنگ را بیان کرد: آسیب‌ها و دردهای ناشی از این فاجعه خون‌بار که آمریکایی‌ها برای مردم ژاپن ساختند. 

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

بچه های هیروشیما 1952

طبیعتاً در هر جای دیگر دنیا هم تمرکز روایت «سینمای ضدجنگ» بر پیامدها و آسیب‌های جنگی ناشی از بمباران اتمی آمریکا بود. البته با این توصیف مهم که باید مقصر و عامل این جنایت صرفاً در پشت پرده باقی نماند.

در این میان برخی از آثار مانند «هیروشیما عشق من» که البته توسط فیلمساز فرانسوی ساخته شد اما با موضوع فاجعه اتمی ژاپن. این فیلم را جزو شاهکارهای سینما می‌دانند که در میان فهرست‌های سینمایی درخشان جایی ثابت پیدا کرد.

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

هیروشیما عشق من 1959

انیمیشنی مانند «پابرهنه، گن» نیز با خلق تصاویری بسیار واقع‌گرا و البته دردناک و وحشتناک از لحظه انفجار بمب اتم، باعث شد تا این صحنه دلخراش و پیامدهای ناگوار آن یکبار به وضوح دیده شود. انیمیشنی که موری ماساکی بازمانده بمباران اتمی ساخته که از این حادثه تجربه و تصور شخصی دارد.

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

گن پابرهنه 1983

این موضوع به حدی اهمیت داشت که فیلمسازان برجسته‌ای مانند آکیرا کوروساوا فیلمی مانند «راپسودی در ماه اوت» را ساخت؛ فیلمی درباره خاطره جمعی خانواده‌ای از قربانیان ناگازاکی. 

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

نمایی از راپسودی در ماه اوت، 1991

در مورد این اتفاق بزرگ نظریه‌پردازان و منتقدین سینما نیز در یادداشت‌های خود نکات مهمی را بیان کردند که دال بر یک مسأله کلی است: اینکه این فاجعه را نمی‌توان تصویر کرد! یا در ادبیاتی دقیق‌تر سینما گنجایش نمایش این تصویر را ندارد. همواره سینما در حال روایت بخش پسینی و ناگفته‌ بعد از انفجار است. تلاشی برای فاصله گرفتن از خود جنگ و امر نظامی و توجه به بخش انسانی، اجتماعی و اخلاقی آن.

برخی از منتقدان و نظریه‌پردازانی که درباره بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سینمای ژاپن مطالبی را نوشته‌اند، معتقدند : «هیچ تصویر سینمایی نمی‌تواند حقیقت هیروشیما را به طور کامل منتقل کند؛ هر تصویر، تنها سایه‌ای از فاجعه است.»

فیلم «هیروشیما، عشق من» دقیقاً بر همین ایده بنا شده است. ابتدای فیلم جمله معروفی دارد: «تو در هیروشیما هیچ چیز ندیدی.» که در حقیقت معنایش این است که «هر قدر هم تصاویر را دیده باشی، حقیقت هیروشیما را ندیده‌ای.» این جمله بعدها به یکی از مشهورترین گزاره‌های تاریخ سینما تبدیل شد.

مسأله دیگر این است که حافظه بشریت و نه تنها مردم ژاپن، حامل یک تصویر مهم است. از این منظر منتقدان معتقدند این فیلم‌ها درباره انفجار نیستند؛ درباره خاطره انفجار هستند.

برای مثال «باران سیاه» یا «راپسودی در ماه اوت» هیچ‌گاه بر خود انفجار بمب تمرکز نمی‌کنند بلکه بر سکوت، خاطره، زخم، گذر زمان تمرکز دارند. تاریخ‌نگار سینما دونالد ریچی در این‌باره مقالات و کتاب‌هایی مانند «صدسال سینمای ژاپن» و «سینمای ژاپن: شخصیت ملی و سبک فیلم» دارد، در نقل قولی از او نوشته شده که هیروشیما در سینمای ژاپن بیش از آنکه یک واقعه باشد، یک حافظه است.

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

باران سیاه، 1989

این منظر بیشتر به ما درباره یادآوری این واقعه حرف می‌زند. اینکه چه سرگذشتی را مردم ژاپن تجربه کردند و حال و آینده آنان چه نسبتی به این اتفاق تاریخی می‌تواند داشته باشد. این منظر دارای نشانه‌هایی است که بخش غایب جنگ را به بهترین شکل روایت می‌کنند و از آن مهمتر به همان توجه به عناصر سبک تعالی‌گونه و عارفانه هنر شرقی مانند سکوت و تفکر نیز بیشتر توجه می‌کند: باران، لباس، خاکستر، پوست سوخته، سکوت.

منتقد و مورخ مطرح آمریکایی یعنی دیوید بوردول درباره این نوع سینما می‌نویسد: «سینمای ژاپن اغلب به جای نمایش مستقیم خشونت، اثر باقی‌مانده آن را به تصویر می‌کشد.» و این یعنی بیننده را از سطحی فیزیکی و سطحی به سطح عمیق و معنا بردن.

مشخصاً این جنس از سینما از نوع تجاری و سرگرمی و هالیوودی رایج آن فاصله دارد زیرا از جذاب کردن فاجعه و توجه بصری به جنبه‌های آن خودداری می‌کنند.

برخلاف سینمای جنگ هالیوود، هیروشیما در این آثار نمایش اکشن نیست. بلکه فقدان است؛ سینمایی تلخ که روایتگر پیامدهای یک فاجعه بزرگ است. در بخش مهمی از سینمای جریان اصلی آمریکا، جنگ و فناوری نظامی اغلب با منطق سرگرمی یا نمایش خیره‌کننده بازنمایی شده‌اند؛ در حالی که بخش مهمی از سینمای ژاپن درباره هیروشیما و ناکازاکی، از نمایش خیره‌کننده فاجعه فاصله می‌گیرد.

سینمای جهان , کشور ژاپن , هیروشیما , بمب اتم ,

نمایی از گودزیلا 1954

در پایان آنچه که مهم است توجه به این نکته است که سینمای ژاپن تلاش ستودنی در بیان سینمایی با هویت فرهنگی و هنری خویش کرد. فیلم‌های مرتبط با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بدون شک فیلم‌های ژاپنی و سنتی این دیار هستند. اما در عین حال این سینما سکوت عجیبی در نسبت به عامل این بمباران دارد، سکوتی که اگرچه می‌توان آن را به خاطر سبک هنری آن دانست و فهم کرد و در بخش ناگفته آن جستجو کرد اما باید روزی را دید که در یک فیلم با صراحت تمام نسبت به عامل این فاجعه با بیان و ادبیات سینما واکنش نشان داد.

در نهایت آنچه که اهمیت دارد توجه به این است که سینما باید نسبت به پدیده‌های خشونت‌بار جنگی واکنش نشان بدهد؛ در دنیایی که آمریکا هر از گاهی به هر سو لشکرکشی می‌کند روایت سینمایی باید از این واقعه مدام در حال تولید باشد. ایران ما نیز در روزهایی بسر می‌برد که در جنگی نابرابر با ابرقدرت دنیا در حال مبارزه و جنگ است. فاجعه‌ای مانند میناب با لامرد نشان می‌دهد که باید روایت‌های سینمایی ما نیز متکی بر عناصر و سبک هنری ایرانی، بتواند سینمای ایرانی ضدجنگ علیه فجایع آمریکا بر سر کشور ما را نشان دهد.

نویسنده: حمید صنیعی منش

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha